مراقبه خودت باش
مكتب عشق س یه چشمی به كار عشق استاد ، به من درس محبت یاد می داد . مرا از ی اد برد آخر ول ی
فریدون مشیری » - « گناه دریا » من بجز او عالمی را بردم از یاد . از كتاب
به تو خیانت می كنند تو نكن تورا تكذیب می كنند آرام باش تو را می ستایند فریب مخور تو را
نكوهش می كنند شكوه مكن تو را نیك می خوانند مسرور مباش
به جای دسته گلی كه فردا بر گورم نثار می كنی امروز با شاخه گلی كو چك یادم كن و به عوض سیل
اشكی كه فردا بر مزارم میریزی امروز با تبسم مختصری شادم كن
باورش نمیشه عشقو همه دنیاش زیر آبه تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه خاطرات لب دریا
دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیر آب وخودشم به غم اثیر دست بی رحم زمونه عشقشو برده به د ریا
حالا از خودش میپرسه میادش آیا وآیا عاشقی كه تنها باشه توی دنیا نمیمونه دل عاشق رو شكستن
شده كاره این زمونه
خیلی سخته چیزی رو كه تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی كه دیگه دوسش نداری خیلی سخته
كه نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون كسی كه جونتو واسش گذاشتی خیلی سخته تو زمستون
غم بشینه روی برفا می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا خیلی سخته اون كسی كه ا ومد و
كردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه خیلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم
شه نكنه چیزی كه ریختی پای عشق اون حروم شه خیلی سخته اون كسی كه گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه ..
به من میگفت : انقدر دوستت دارم كه اگر بگویی بمیرمیمیرم ... باورم نمی شد ... فقط یك امتحان
ساده به او گفتم بمیر...! سالهاست در تنهایی پژمرده ام... - كاش امتحانش نمی كردم


می خواستم برایت هدیه ای بفرستم گل گفت : مرا بفرست تا با بوی خوشم بوی عشق ترا به او
برسانم، خار گفت : مرا بفرست تا در چشم دشمنانش فرو روم،كاغذ گفت : مرا بفرست تا بر روی قلب
سفیدم كلمات عشقت را بنویسی و برایش بفرستی، ولی من تصمیم دارم مانند كبوتری سفید خودم را
به تو هدیه كنم
فیله و مورچه هه باهم ازدو اج میكنن فیله میمیره مورچه هه میگه : بدبخت شدم حالا باید تا آخر عمر
براش قبر بكنم
یه نفر زنگ میزنه 110 میگه آقا كمك ،توروخدا كمك .چی شده خانم ، چه اتفاقی واستون افتاده آقا یه
گربه اومده خونمون .خوب گربه كه ترس نداره خانوم آخه من طوطیم
تلویزیون گفت یه جسد آدم با صورت میمون پیدا شده!نگران شدم ،اگه سالمی یه زنگ بزن
آسمان را می نگرم تو را میبینم خورشید را می نگرم تو را میبینم ماه را می نگرم تو را میبینم خوب
مسخره از جلوم برو كنار دیگه
معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم . شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت ...
معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم . شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد ... معلم :
الفبای یونانی رو بگو ببینم . شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر
بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت
هیچوقت مغرور نشو ......برگها وقتی میریزن كه فكر میكنن طلا شدن.
در این دنیایی كه انسان و زمانه با هم درستیز بوده و هستند .عجیب نیست آنی را كه دوست نمی داری
،دوستت بد ارد وآن كس راكه دوست می داری از توبیزارباشد .توبه من می اندیشی و من به دیگری . و
خدا می داند كه دیگری به كه فكر می كند. این جد ال سرنوشت است تا روزی كه زمین ما را فرو بلعد

نوشته شده در تاریخ پانزدهم آذر 89    | توسط: مینا .    |    |
نظرات()